به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، نشست تحلیل و بررسی نامههای امام شهید به جوانان غرب با عنوان «از روایتهای رسانهای تا شناخت مستقیم و گفتگوی بینفرهنگی»، روز چهارشنبه ۲۲ مهرماه ۱۴۰۵ در پژوهشگاه مطالعات تقریبی در قم برگزار شد و سخنرانان آن، ابعاد معرفتی، اخلاقی، اجتماعی و ارتباطی این پیامها را در نسبت با تحولات جهان معاصر بررسی کردند.
ببینید:
تصاویر/ نشست «بازخوانی نامههای امام شهید انقلاب اسلامی به نسل جوان جهان غرب»
این نشست با دو محور «جوانان اروپا و آمریکای شمالی؛ از اسلامهراسی تا جستجوی حقیقت» و «شناخت بیواسطه از اسلام؛ منابع اصیل و مسیرهای شناخت» برگزار شد و در آن، مسئله تصویر اسلام در افکار عمومی غرب، نقش رسانهها در شکلگیری پیشداوریها و ظرفیت نسل جوان برای بازاندیشی در روایتهای مسلط مورد توجه قرار گرفت.
حجتالاسلام والمسلمین سیدمصطفی حسینی نیشابوری، رئیس مرکز بینالمللی قرآن و تبلیغ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دبیر نشستهای بازخوانی نامهها، محمد لگنهاوزن، عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، حجتالاسلام والمسلمین عبدالکریم پاز، روحانی و مبلغ اهل آرژانتین و حجتالاسلام والمسلمین محمداسماعیل عبداللهی، مدیر مجتمع عالی محمدیه، دیدگاههای خود را در این برنامه مطرح کردند.
وجه مشترک سخنان ارائهشده، تأکید بر این موضوع بود که شناخت اسلام نباید به تصویری محدود شود که رسانهها، دولتها یا جریانهای مخالف آن ارائه میکنند و گفتگو با جوانان غربی نیز هنگامی میتواند به فهم متقابل بینجامد که حق پرسشگری، مراجعه مستقیم به منابع و داوری مستقل برای مخاطب به رسمیت شناخته شود.
در کنار مباحث نظری، دو پیشنهاد اجرایی نیز در نشست مطرح شد که یکی برگزاری این سلسلهنشستها در بیش از ۱۵ کشور و دیگری حمایت مالی از تألیف، تفسیر، ترجمه و انتشار آثاری درباره سه پیام مکتوب به زبانهای مختلف بود تا بازخوانی نامهها از سطح یک برنامه داخلی فراتر رود و به فعالیتی پژوهشی و بینالمللی تبدیل شود.

حسینی نیشابوری: افکار عمومی، میدان اصلی رویارویی روایتهاست
حجتالاسلام والمسلمین حسینی نیشابوری، دبیر نشست در آغاز سخنان خود، هدف از برگزاری سلسلهنشستهای بازخوانی نامهها را تبیین زمینههای صدور این پیامها و بررسی مسئولیت نهادهای علمی و فرهنگی در معرفی حقیقت اسلام دانست و گفت که برای فهم محتوای نامهها، باید فضای سیاسی و رسانهای زمان نگارش آنها و تصویری را که از مسلمانان در افکار عمومی جهان ساخته میشد، مورد توجه قرار داد.
وی با اشاره به تلاش جریانهای استکباری و استعماری برای بدنام کردن اسلام، اظهار کرد که این جریانها از یک سو به شکلگیری یا تقویت گروههای خشن و تندرو کمک کردهاند و از سوی دیگر، رفتار همان گروهها را در فضای رسانهای به اسلام نسبت دادهاند تا هم در میدان سیاسی و امنیتی و هم در عرصه افکار عمومی، زمینه مقابله با اسلام را فراهم کنند.
دبیر نشستهای بازخوانی نامهها افزود که در این فرایند، گروههایی مانند القاعده و داعش با رفتارهای خشونتآمیز و بیرحمانه به عنوان نمایندگان اسلام معرفی شدند، در حالی که بخش عمده قربانیان اقدامات این گروهها خود مسلمانان و مردم منطقه غرب آسیا بودند و این واقعیت در روایتهای رایج رسانهای کمتر مورد توجه قرار گرفت.
او صدور نخستین نامه را در پیوند با فضایی دانست که حوادث خشونتآمیز فرانسه و دیگر نقاط اروپا ایجاد کرده بود و توضیح داد که تجربه محدود شهروندان اروپایی از تروریسم، در شرایطی رخ میداد که جوامع اسلامی مدتها با پیامدهای خشونت روبرو بودند و امکان داشت این حوادث به ابزاری برای تشدید هراس از اسلام تبدیل شود.
حجتالاسلام والمسلمین حسینی نیشابوری تأکید کرد که توجه به افکار عمومی جهان، به ویژه جوانان، دانشگاهیان و نخبگان غربی، از ویژگیهای مهم این نامههاست، زیرا امام شهید به عنوان نویسنده آنها در کنار مسائل ایران، تشیع و امت اسلامی، نسبت به مسیری که ذهن و داوری نسل آینده در جوامع دیگر طی میکند نیز حساسیت نشان داده است.
وی افزود که نامهها را باید تلاشی برای جلوگیری از انحراف حقیقتجویی جوانان به وسیله روایتهای هدایتشده دانست، زیرا در شرایط بحران، رسانهها میتوانند با استفاده از ترس و خشم عمومی، تصویری تحریفشده از یک دین یا جامعه ارائه کنند و مخاطب را از مراجعه به منابع اصلی بازدارند.
چرا جوانان، مخاطب مستقیم نامهها شدند؟
حجتالاسلام والمسلمین حسینی نیشابوری با اشاره به سه نامه مورد بحث در این سلسلهنشستها، توضیح داد که در هر یک از آنها، موقعیت تاریخی، مخاطب اصلی، موضوع محوری و خواستههای مشخص نویسنده قابل شناسایی است و همین ویژگی، امکان مطالعه منظم و مقایسهای این پیامها را فراهم میکند.
وی نخستین نامه در بهمن ۱۳۹۳، نامه دوم در آذر ۱۳۹۴ و پیام سوم در خرداد ۱۴۰۳ را حلقههایی از یک توجه مستمر به نسل جوان دانست و گفت که این متون، علاوه بر واکنش به رویدادهای زمانه، از مخاطبان میخواهند جایگاه خود را در تحولات تاریخی مشخص کنند و درباره مسیری که میخواهند در آینده دنبال کنند، بیندیشند.
رئیس مرکز بینالمللی قرآن و تبلیغ سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نخستین دلیل انتخاب جوانان را نقش آنان در ساختن آینده کشورهای خود عنوان کرد و افزود که دانشجویان و جوانان امروز، در سالهای بعد اداره عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی جوامع غربی را بر عهده خواهند گرفت و گفتگو با آنان، در واقع گفتگو با آینده این جوامع است.
او دلیل دوم را زندهتر بودن حس حقیقتجویی در جوانی دانست و توضیح داد که جستجوی حقیقت، امری فطری است، اما ممکن است در گذر زمان و زیر تأثیر تعلقات مادی، قدرت و ثروت کمرنگ شود، در حالی که جوانان، به ویژه افراد تحصیلکرده و آشنا با فضای رسانهای، ظرفیت بیشتری برای طرح پرسش و بازنگری در باورهای تثبیتشده دارند.
حجتالاسلام والمسلمین حسینی نیشابوری با بیان اینکه مخاطب نامهها دولتمردان غربی نیستند، اظهار کرد که در منطق این پیامها، تفاوتی میان سیاستگذارانی که در شکل دادن به روایتهای تحریفشده نقش دارند و جوانانی که ممکن است دریافتکننده همان روایتها باشند، وجود دارد و از همین رو، خطاب مستقیم به نسل جوان انتخاب شده است.
وی موضوع اصلی نامه نخست را تصویری دانست که از اسلام به جوانان غربی ارائه میشود و تأکید کرد که مسئله فقط معرفی چند آموزه دینی نیست، بلکه دعوت مخاطب به بررسی این پرسش است که آیا چهرهای که از اسلام شناخته، حاصل مواجهه مستقیم با منابع آن بوده یا از مسیر واسطههایی شکل گرفته که خود دارای منافع و جهتگیریهای سیاسی هستند.
پرسش از تاریخ و معیارهای دوگانه
حجتالاسلام والمسلمین حسینی نیشابوری در بخش دیگری از سخنانش، توجه نامهها به تاریخ را یکی از محورهای مهم آنها دانست و گفت که فهم رخدادهای کنونی بدون بررسی ریشههای تاریخی استعمار، خشونت و مهندسی افکار عمومی ناقص خواهد بود و جوانان باید درباره نسبت میان گذشته و روایتهای امروز پرسش کنند.
وی با اشاره به پرسش مطرحشده در نامهها درباره بیداری دیرهنگام وجدان جوامع غربی، گف: باید بررسی شود چرا برخی فجایع، کشتارها و رفتارهای استعماری تنها پس از گذشت سالها به موضوع بحث عمومی تبدیل میشوند و چه ساز و کارهایی مانع آگاهی و واکنش جامعه در زمان وقوع آن حوادث بودهاند.
او در توضیح این موضوع، به جنایات استعماری در سرزمینهایی مانند الجزایر اشاره کرد و گفت که فاصله زمانی میان وقوع یک فاجعه و آشکار شدن ابعاد آن برای افکار عمومی میتواند نشانهای از نحوه مدیریت اطلاعات و کنترل حساسیت اخلاقی جامعه باشد.
دبیر نشستهای بازخوانی نامههای امام شهید به جوانان غرب، این بحث را به وضعیت فلسطین پیوند زد و افزود: واکنش به کشتار مردم غزه و نقض حقوق آنان نیز باید در چارچوب همین پرسش بررسی شود که چرا رنج برخی انسانها فوراً به مسئلهای جهانی تبدیل میشود، اما رنج گروهی دیگر با تأخیر، تردید یا سکوت مواجه میماند.
حجتالاسلام والمسلمین حسینی نیشابوری، معیارهای دوگانه در سیاست و رسانه را از عوامل این وضعیت دانست و تصریح کرد: هنگامی که ارزش جان انسانها بر اساس دین، رنگ پوست، موقعیت جغرافیایی یا همسویی سیاسی آنان سنجیده شود، ادعای دفاع از حقوق بشر از معنای فراگیر خود فاصله میگیرد.
وی همچنین با اشاره به برخورد پلیس آمریکا با برخی معترضان دانشگاهی حامی فلسطین، اظهار کرد که تفاوت میان حساسیت رسانهای نسبت به حوادث کشورهای مختلف و کمتوجهی به رفتارهای مشابه در جوامع غربی، از موضوعاتی است که باید به صورت دقیق و مستند در این سلسلهنشستها تحلیل شود.

دعوت به منابع اصلی و مسئولیت نهادهای فرهنگی
حجتالاسلام والمسلمین حسینی نیشابوری با مرور خواستههای مطرحشده در نامههای امام شهید، گفت: یکی از مهمترین مطالبات، اندیشیدن درباره علت تشدید هراسافکنی و نفرتپراکنی علیه اسلام و مسلمانان است و جوانان غربی باید از خود بپرسند چرا این دین در بخشی از فضای رسانهای، پیوسته با ترس، خشونت و تهدید پیوند زده میشود.
وی خواسته دیگر را دستیابی به شناخت مستقیم و بیواسطه دانست و افزود:مخاطبان به جای پذیرش پیشداوریها، باید به منابع اصیل و مآخذ دست اول مراجعه کنند و خود درباره محتوای اسلام، آموزههای قرآن و نسبت آنها با تصویری که در رسانهها دیدهاند، به داوری برسند.
او با اشاره به دعوت به مطالعه قرآن، تأکید کرد: این ارجاع برای نهادهای قرآنی و فرهنگی نیز مسئولیت ایجاد میکند، زیرا اگر جوانی در غرب بخواهد به قرآن یا دیگر منابع اصلی اسلام مراجعه کند، باید ترجمههای دقیق، توضیحات قابل فهم و ابزارهای مناسب برای مطالعه در اختیار داشته باشد.
رئیس مرکز بینالمللی قرآن و تبلیغ، فراهم کردن کتابهای صوتی، محتوای چندرسانهای، تولیدات جذاب در بسترهای مختلف و ارائه روشن مفاهیم اسلامی را از الزامات پاسخگویی به این دعوت دانست و گفت که معرفی منابع، بدون توجه به کیفیت دسترسی و نیازهای واقعی مخاطبان، نمیتواند همه ظرفیت نامهها را فعال کند.
حجتالاسلام والمسلمین حسینی نیشابوری افزود: باید بررسی شود آیا محتوای موجود، از ابهامها، برداشتهای نادرست و جهتگیریهایی که مانع فهم حقیقت میشوند، فاصله گرفته است یا خیر و آیا جوان غیرمسلمان میتواند در مواجهه نخست با منابع اسلامی، پاسخهایی روشن، معتبر و متناسب با پرسشهای خود پیدا کند.
وی با بیان اینکه بیش از ۵۰ محور برای بررسی در سه نامه قابل استخراج است، از اندیشمندان داخل و خارج ایران برای مشارکت در این برنامهها دعوت کرد و خبر داد که با همکاری فعالان فرهنگی و پژوهشگران، برگزاری نشستهای مشابه در بیش از ۱۵ کشور نیز در دستور کار قرار دارد.
اصلاح اندیشه خشونتزا، مقدمه امنیت پایدار
حجتالاسلام والمسلمین حسینی نیشابوری در ادامه، عبارتی از نامههای امام شهید درباره اصلاح اندیشه خشونتزا را محور یک بحث میان رشتهای دانست و گفت: میتوان از این متون، رابطهای میان امنیت، آرامش اجتماعی، کیفیت اندیشه عمومی و شیوه بازنمایی واقعیت استخراج کرد که نیازمند بررسی مشترک پژوهشگران حوزههای مختلف است.
وی با تأکید بر اینکه نخستین مرحله ایجاد امنیت و آرامش، اصلاح اندیشهای است که خشونت را بازتولید میکند، توضیح داد: اگر پیشفرضهای ذهنی و معیارهای داوری جامعه اصلاح نشود، اقدامات بعدی نیز ممکن است در جایگاه منطقی خود قرار نگیرد و زمینههای فکری خشونت همچنان باقی بماند.
دبیر نشستهای بازخوانی نامههای امام شهید به جوانان غرب، در پایان، تبیین تصویری درست از اسلام، قرآن، معنویت و اهداف انسانی و اخلاقی آموزههای قرآنی را وظیفه مشترک حوزویان، دانشگاهیان و نهادهای فرهنگی خواند و گفت که بازخوانی نامهها باید به اقدامی عملی برای معرفی حقیقت و مقابله با تحریف تبدیل شود.

لگنهاوزن: امت، آرمانی برای وحدت و عدالت است
پروفسور محمد لگنهاوزن، عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی (ره) در سخنان خود، مسئله برداشت غربی از واژههای اسلامی را نقطه آغاز بحث قرار داد و گفت: اصطلاحاتی مانند جهاد و امت گاه در ذهن مخاطبان غربی با تصویری تهدیدآمیز همراه شدهاند، در حالی که فهم این مفاهیم از درون منابع اسلامی میتواند معنایی متفاوت از تصویر رایج رسانهای آشکار کند.
وی با تمرکز بر مفهوم امت، توضیح داد که این واژه در نگاه اسلامی، آرمانی برای شکلگیری جامعهای متحد است، اما در برخی بازنماییهای غربی، به تودهای از مردم تعبیر میشود که قصد حمله به دیگران را دارند و همین فاصله معنایی، ضرورت معرفی دقیق و تاریخی آن را نشان میدهد.
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، با اشاره به پیمانهای پیامبر اسلام (ص) در مدینه، گفت: در برداشت او، مفهوم امت در آغاز شکلگیری جامعه نبوی، تنها به مسلمانان محدود نبود و گروههای دیگری نیز که تعهد مشترک و همراهی با پیامبر (ص) را پذیرفته بودند، در این مجموعه قرار میگرفتند.
لگنهاوزن افزود: برای فهم این مفهوم، باید میان جامعهای که صرفاً با تعلق مذهبی تعریف میشود و مجموعهای که بر پایه عهد، مسئولیت و هدف مشترک شکل میگیرد، تفاوت گذاشت و این تمایز میتواند در گفتگو با پیروان ادیان دیگر و انسانهای عدالتخواه اهمیت پیدا کند.
وی این بحث را به مفهوم مقاومت پیوند زد و گفت: مقاومت را نباید صرفاً به چند گروه سیاسی یا مجموعهای از سازمانهای شناختهشده محدود کرد، زیرا هر انسانی که برای عدالت قیام میکند و در برابر ظلم میایستد، میتواند در مسیر چنین همبستگیای قرار گیرد.
او تأکید کرد که بازخوانی امت بر پایه عدالت و مقابله با ستم، به معنای نادیده گرفتن تفاوتهای اعتقادی نیست، بلکه تلاشی برای شناخت ظرفیت همراهی انسانهایی است که با وجود تفاوت در دین و هویت، نسبت به رنج دیگران و ضرورت مقابله با بیعدالتی احساس مسئولیت میکنند.
بعثت امت؛ از بیداری عقل و ایمان تا تحول اجتماعی
لگنهاوزن با اشاره به مفهوم «بعثت امت» در سخنان رهبر انقلاب اسلامی، آن را نوعی بیداری شناختی و اخلاقی توصیف کرد و گفت: قیام جامعه، پیش از آنکه در ساختارهای سیاسی و اقتصادی آشکار شود، به تغییری در اندیشه و ادراک انسانها نیاز دارد.
وی سه سطح را در این بیداری برجسته دانست که شامل شنیدن دعوت الهی و کسب آگاهی، توجه به شکلگیری تاریخی امت در زمان پیامبر (ص) و شناخت نقش این بیداری در الهیات مقاومت است و توضیح داد که این سطوح، میان معرفت فردی، تجربه تاریخی و مسئولیت اجتماعی پیوند برقرار میکنند.
این استاد فلسفه با اشاره به معانی گوناگون ریشه واژه بعثت، اظهار کرد: میتوان در این مفهوم، نوعی رهایی از سکون و فراهم شدن امکان حرکت را دید و از همین منظر، بیداری جامعه نیز به معنای فعال شدن ظرفیتهایی است که پیشتر در وضعیت انفعال یا غفلت قرار داشتهاند.
لگنهاوزن، عقل و ایمان را دو ظرفیت مهم انسان برای اصلاح دانست و افزود که هر دو میتوانند در زندگی فردی و جمعی به حاشیه بروند و نیازمند بیداری باشند، از این رو دعوت پیامبران را میتوان حرکتی برای توجه دادن انسان به این تواناییها و مسئولیتهای برخاسته از آنها دانست.
وی گفت که این بیداری، افزون بر آثار الهیاتی، پیامدهای روانشناختی و معرفتشناختی دارد و در ادامه میتواند به کنش سیاسی و اجتماعی بینجامد، زیرا مقابله با ظلم و طغیان بر تحول در فهم انسان از خود، دیگران و مناسبات جهان استوار است.
او با تأکید بر اینکه اصلاح فکر میتواند زمینه اصلاح عمل را فراهم کند، اظهار کرد: نظامهای سیاسی، اقتصادی و اخلاقی نیز از اندیشهها تأثیر میپذیرند و اگر تحول فکری عمیقی ایجاد شود، امکان شکلگیری صورتهای تازهای از زندگی جمعی و روابط اجتماعی فراهم خواهد شد.
امت قرآنی و نفی برتریهای نژادی
لگنهاوزن با بازگشت به تجربه مدینه، پیمان میان پیامبر (ص) و گروههای مختلف را سندی مهم برای مطالعه جامعه آغازین اسلام دانست و گفت: بررسی این پیمان، امکان فهم امت به عنوان مجموعهای متعهد و دارای مقررات مشترک را فراهم میکند، نه صرفاً گروهی که اعضای آن هویت یکسان دارند.
وی اظهار کرد: در این خوانش، همراهی در دفاع از مظلومان و مستضعفان و پایبندی به مسئولیت مشترک، اهمیت محوری دارد و جامعه نبوی را باید در پیوند با هدف اخلاقی و اجتماعی آن بررسی کرد، نه فقط با مرزبندیهایی که بعدها در توصیف گروههای دینی برجسته شدهاند.
این استاد فلسفه با اشاره به آموزههای قرآنی درباره وحدت امت، تنوع انسانها و معیار تقوا، تأکید کرد: برتری مبتنی بر نژاد، قوم یا رنگ پوست در چنین الگویی جایگاهی ندارد و تفاوت میان انسانها میتواند در چارچوب حکمت الهی فهم شود، نه به عنوان مجوزی برای تبعیض.
او امت قرآنی را جامعهای اخلاقی توصیف کرد که باید با عدالت و تقوا شناخته شود و افزود: معرفی این جامعه بر اساس ادعای برتری یک گروه بر همه دیگران، میتواند مخاطبان را از حقیقت آن دور کند و امکان گفتگو و همراهی را کاهش دهد.
لگنهاوزن عنوان کرد: در گفتگو با غیرمسلمانان، نباید پذیرش همراهی آنان در مقابله با ظلم را به حل همه اختلافات اعتقادی و فقهی وابسته کرد، زیرا امکان دارد انسانهایی درباره جزئیات دین دیدگاه متفاوتی داشته باشند، اما در دفاع از عدالت و کرامت انسانها با مسلمانان همکاری کنند.
وی در عین حال بر اهمیت عهد و مقررات مشترک تأکید کرد و توضیح داد که همبستگی مورد نظر، تنها دعوتی عاطفی به دوستی نیست، بلکه باید با تعهد، مسئولیت و قواعدی روشن همراه باشد تا بتواند در زندگی اجتماعی و حمایت از ستمدیدگان اثر بگذارد.

مراجعه به منابع اسلامی و پژوهشهای دانشگاهی
لگنهاوزن در معرفی مسیرهای شناخت اسلام، به پژوهشهای شماری از اسلامشناسان و قرآنپژوهان غربی اشاره کرد و کتاب «محمد و مؤمنان» اثر فرد دانر را از آثاری دانست که میتواند برای بررسی ترکیب جامعه نخستین پیروان پیامبر (ص) و نسبت آن با گروههای دینی دیگر مورد مطالعه قرار گیرد.
وی در توضیح خوانش دانر گفت که این پژوهشگر بر مفهوم مؤمنان تأکید میکند و به بررسی وضعیتی میپردازد که در آن، برخی یهودیان، مسیحیان و دیگر موحدان، دعوت پیامبر (ص) را پذیرفتند و جامعه آغازین هنوز با همه مرزبندیهای تثبیتشده دورههای بعد توصیف نمیشد.
او همچنین به آثار آنجلیکا نویورت اشاره کرد و توضیح داد که توجه این قرآنپژوه به بستر شفاهی نزول قرآن و تنوع مخاطبان آن، میتواند به فهم دقیقتر گفتگوی قرآن با مشرکان، یهودیان، مسیحیان و دیگر گروههای حاضر در محیط تاریخی نزول کمک کند.
لگنهاوزن افزود: در این رویکرد، برای فهم متن باید به پرسشها، باورها و منابع دینی رایج در میان مخاطبان نخستین نیز توجه کرد، زیرا قرآن در خلأ سخن نگفته و بررسی نحوه مواجهه آن با دیدگاههای موجود، بخشی از مسیر شناخت محتوای آن است.
وی با اشاره به آثار خوان کول درباره پیامبر (ص) و قرآن، گفت: این نویسنده بر نقش دعوت به صلح و عدالت تأکید میکند و شرایط جنگهای بزرگ میان قدرتهای آن روزگار را نیز در فهم فضای تاریخی رسالت مورد توجه قرار میدهد.
این استاد فلسفه تأکید کرد که جوانان و پژوهشگران باید در کنار مطالعه منابع اسلامی، به آثار دانشگاهی معتبر نیز مراجعه کنند و شناخت خود را تنها بر محتواهای پراکنده شبکههای اجتماعی بنا نگذارند، زیرا پژوهش تاریخی روشمند میتواند بخشی از کلیشههای رایج درباره اسلام و پیامبر (ص) را به پرسش بکشد.
نامهها، دعوتی به فعال شدن ذهن مخاطب
لگنهاوزن نامههای امام شهید خطاب به جوانان غرب را تلاشی برای مقابله با انفعال ذهنی توصیف کرد و گفت: پیام اصلی این متون، آن است که مخاطب اجازه ندهد رسانهها به جای او درباره اسلام تصمیم بگیرند و تصویری آماده را بدون بررسی در ذهنش تثبیت کنند.
وی توضیح داد: این دعوت دو وجه دارد که یکی فاصله گرفتن از اتکای انحصاری به روایت مخالفان اسلام و دیگری مراجعه به منابع اسلامی است و در هر دو وجه، جوان از دریافتکننده منفعل اطلاعات به فردی فعال در جستجوی حقیقت تبدیل میشود.
او در بیان نمونهای از این رویکرد، از ویدئوهای زنی مسیحی و وکیل در تگزاس یاد کرد که پس از سالها شنیدن مطالب منفی درباره اسلام، تصمیم گرفته بود قرآن را شخصاً بخواند و برای پرهیز از وابستگی به یک ترجمه، چند ترجمه و ابزار کمکی تهیه کند.
لگنهاوزن گفت: این زن در مسیر مطالعه، از دوستان مسلمان خود نیز پرسش میکرد و تجربه دریافتهایش از آیات را در ویدئوهای کوتاه توضیح میداد و برای او، همین تلاش مستقل و جدی برای فهم متن، نمونهای از تحقق دعوت به شناخت بیواسطه بود.
وی افزود: اهمیت چنین تجربهای، فقط در نتیجه نهایی آن یا تغییر رسمی وابستگی دینی فرد نیست، بلکه در فعال شدن پرسشگری، بازنگری در پیشداوریها و برقراری رابطهای مستقیم با منبعی است که پیشتر از طریق دیگران درباره آن داوری شده بود.
لگنهاوزن در پایان تأکید کرد که بیداری مورد نظر، هم مسلمانان را به شناخت دقیقتر میراث خود دعوت میکند و هم غیر مسلمانان را به کشف معنای واقعی اسلام فرا میخواند و هدف آن، حرکت علیه دیگران نیست، بلکه همراهی برای عدالت، صلح و حمایت از انسانهایی است که از ظلم رنج میبرند.

عبدالکریم پاز: فلسطین، زمینه تازهای برای پرسش از اسلام ایجاد کرده است
حجتالاسلام والمسلمین عبدالکریم پاز، مبلغ آرژانتینی در سخنان خود، تحولات فلسطین را نقطهای مهم در تغییر نگاه بخشی از افکار عمومی جهان به اسلام و مقاومت دانست و گفت: اعتراضهای جوانان در اروپا و آمریکا، هزینههایی که برای حمایت از مردم فلسطین پرداخت میکنند و تلاش برای رساندن کمک به غزه، نشانههایی از بیداری وجدان عمومی است.
وی با اشاره به اخراج، بازداشت و فشار بر برخی معترضان و نیز مشارکت فعالان در حرکتهای امدادرسانی دریایی، اظهار کرد: این افراد با وجود آگاهی از خطر و محدودیت، از حمایت از مردم غزه دست نمیکشند و همین رفتار، ظرفیت مهمی برای همبستگی میان انسانهایی با عقاید متفاوت ایجاد میکند.
این مبلغ اهل آرژانتین افزود: همه حامیان فلسطین الزاماً دیندار یا دارای اعتقاد مذهبی مشترک نیستند و برخی از آنان از جریانهای چپ یا گروههای دیگر میآیند، اما دلسوزی برای مستضعفان و آمادگی برای تحمل هزینه در دفاع از آنان، موضوعی است که باید در ارتباطات فرهنگی جدی گرفته شود.
پاز تأکید کرد که توجه به ارزش این همراهی، به معنای کماهمیت دانستن نماز، عبادت یا دیگر ارکان دین نیست، زیرا در نگاه او، مقابله با ظلم نیز باید در نسبت با هدف نهایی شناخت خدا و بندگی فهم شود، اما همدردی عملی با ستمدیدگان میتواند مقدمهای برای گفتگوی عمیقتر باشد.
وی گفت: نشستهایی از این دست، علاوه بر تحلیل نامهها، باید زمینه تبادل تجربه میان مبلغان را فراهم کنند تا فعالان کشورهای مختلف درباره شیوههای رساندن پیام، پرسشهای تازه مخاطبان و فرصتهای ایجادشده در فضای عمومی با یکدیگر گفتگو کنند.
او با استناد به تجربه تبلیغی خود در آمریکای جنوبی، اظهار کرد: در سالهای اخیر با افرادی روبرو شده که درباره اسلام تحقیق میکنند یا نسبت به آن کنجکاو شدهاند و بخشی از پرسش آنان، به سرچشمه فکری پایداری مردم فلسطین و دیگر جوامع و گروههای مقاومت مربوط میشود.
از مشاهده مقاومت تا جستجوی سرچشمههای فکری
پاز توضیح داد که مخاطبان در آمریکای جنوبی گاه میپرسند چه اندیشهای پشت ایستادگی ایران، لبنان، یمن و فلسطین قرار دارد و چرا این مجموعهها در شرایط دشوار از مواضع خود دست نمیکشند و همین پرسش، فرصتی برای معرفی آموزههای دینی و اخلاقی فراهم میکند.
وی افزود: توضیح این رفتار صرفاً با ارجاع به پیشینه تمدنی کافی نیست، زیرا ملتهای دیگری نیز دارای تاریخ و تمدن کهن هستند، اما به گفته او، نوع و میزان مشارکت آنان در دفاع از فلسطین یکسان نیست و بنابراین باید نقش باور، مسئولیت و معنای مقاومت را نیز بررسی کرد.
این روحانی آرژانتینی با اشاره به کمک ایران به ونزوئلا، آن را نمونهای از همراهی فراتر از اشتراک مذهبی دانست و گفت: دفاع از یک ملت تحت فشار نباید به همدین بودن یا همسانی کامل سیاسی و فرهنگی با آن ملت مشروط شود.
پاز در عین حال تأکید کرد که کمک بیرونی جای اراده و حرکت خود مردم را نمیگیرد و اگر جامعهای به طور کامل تسلیم شود و نخواهد برای تغییر وضعیت خود اقدام کند، امکان اثرگذاری حمایت دیگران نیز محدود خواهد شد.
وی با بیان اینکه بیداری و قیام مردم، شرط مهم تحول اجتماعی است، گفت: نقش مبلغان در این شرایط، تنها ارائه مجموعهای از اطلاعات دینی نیست، بلکه کمک به فهم نسبت میان باور، مسئولیت و عمل و نیز توضیح سرچشمههایی است که رفتارهای عدالتخواهانه از آنها نیرو میگیرند.
او در بخش دیگری از سخنانش، با انتقاد از سیاستهای دولتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی و جهتگیری رئیسجمهور آرژانتین، اظهار کرد: آشکارتر شدن ادعاهای سلطهجویانه میتواند برای بخشی از افکار عمومی، ماهیت مناسبات قدرت را روشنتر کند و زمینه پرسش درباره بدیلهای اخلاقی و دینی را افزایش دهد.
تجربه تبلیغ در جوامع مسیحی
پاز با اشاره به پیشینه مسیحی خود و تجربه فعالیت در محیطهای مسیحی، گفت که برای گفتگو با مردم اروپا و آمریکا باید زبان، باورها و افق دینی آنان را شناخت و پیام اسلام را به گونهای توضیح داد که با پرسشها و مفاهیم آشنای مخاطب ارتباط برقرار کند.
وی در این چارچوب، به جایگاه حضرت عیسی (ع) در اعتقادات اسلامی اشاره کرد و توضیح داد که باور به بازگشت آن حضرت و همراهی او با حضرت مهدی (عج) میتواند زمینهای برای گفتگو درباره امید، عدالت و آینده بشر در جوامع مسیحی باشد.
این مبلغ آرژانتینی افزود که در تبیین دینی خود، حکومت الهی را با آزادی از سلطه، برادری و سعادت انسان پیوند میدهد و معتقد است که معرفی این مفاهیم باید از تصویر قدرتی که صرفاً به تصرف و تحمیل میاندیشد، متمایز باشد.
پاز با یادآوری دیدار خود با امام خمینی (ره) در سال ۱۳۶۵، گفت: در آن دیدار بر این مضمون تأکید شده بود که انقلاب اسلامی وابسته به یک شخص نیست و او این نگاه را در فهم تداوم حرکت و نقش باور دینی در آن مهم میداند.
وی همچنین با اشاره به پیام امام خمینی (ره) به میخائیل گورباچف، اظهار کرد که مضمون اصلی آن پیام دعوت به تأمل در مسئله ایمان و شناخت خدا بود، نه صرفاً پیشنهاد یک رابطه اقتصادی و همین تفاوت نشان میدهد که برای فهم مکاتبات رهبران دینی باید به افق فکری آنها توجه کرد.
او تجربه حکومتداری، دفاع، پیشرفت صنعتی و پاسخگویی به نیازهای جامعه را نیز بخشی از مسئولیت عملی یک نظام دینی دانست و گفت: باور به آینده مطلوب، بدون آمادگی، تجربه و تلاش برای حل مسائل واقعی جامعه، به نتیجه نخواهد رسید.

تربیت مبلغ و ضرورت سنجش کیفی اثرگذاری
پاز با اشاره به حضور مبلغان کشورهای مختلف در مراکز علمی ایران، تربیت نیروهای آشنا با معارف اسلامی را سرمایهای بلندمدت دانست و گفت: همانگونه که توان دفاعی در یک روز شکل نمیگیرد، ظرفیت پاسخگویی فکری و رسانهای نیز نتیجه سالها آموزش و فعالیت است.
وی خاطرنشان کرد: بسیاری از مبلغان حاضر در این نشست از کشورهای دیگر آمدهاند و پس از فراگیری علوم اسلامی، در محیطهای فرهنگی خود به گفتگو و پاسخگویی میپردازند و همین شبکه انسانی، امکان انتقال پیام به زبان و تجربه مخاطبان بومی را فراهم میکند.
این روحانی آرژانتینی از تجربه حضور در برنامههای رسانهای و مناظرهها سخن گفت و افزود: در برخی از این برنامهها، با اتهامهایی درباره تروریسم روبرو شده، اما تلاش کرده است به جای پذیرش چارچوب تحمیلی بحث، از طرف مقابل نمونه، دلیل و استدلال بخواهد.
پاز تأکید کرد که در ارزیابی تبلیغ، نباید تنها تعداد مسلمانان یا شمار مراجعهکنندگان به مراکز دینی ملاک قرار گیرد، زیرا اثرگذاری بر یک فرد، ایجاد یک گفتگوی جدی یا اصلاح یک برداشت نادرست نیز میتواند اهمیتی فراتر از آمارهای ظاهری داشته باشد.
وی با اشاره به تفاوت میان جمعیت اسمی پیروان ادیان و مشارکت واقعی آنان در فعالیتهای مذهبی، گفت: آمارها همیشه تصویر روشنی از عمق ارتباط دینی و فرهنگی ارائه نمیکنند و از این رو، سنجش کیفیت رابطه و میزان تحول در فهم مخاطب باید در کنار کمیت مورد توجه قرار گیرد.
او افزود: در نگاه دینی، امکان اثرگذاری به شمار افراد محدود نمیشود و یک جمع کوچک برخوردار از ایمان، شناخت و آمادگی میتواند نقشی مهم ایفا کند، به همین دلیل مبلغان نباید ارزش کار خود را صرفاً با اندازه جمعیت یا تعداد ظاهری مخاطبان بسنجند.
روایت گفتگو با پاپ فرانسیس
پاز در ادامه، از ارتباط و دیدارهای خود با پاپ فرانسیس سخن گفت و اظهار کرد که این دیدارها برای او فرصتی فراهم کرده بود تا درباره ایران، نقش دین در جامعه و تفاوت میان کمک به قربانیان و مقابله با عوامل ایجاد رنج گفتگو کند.
وی به نقل از گفتگوهای خود با پاپ، علاقه او به ایران را با سه موضوع پیشینه تاریخی، شکلگیری یک نظام دینی در عصر جدید و شجاعت مرتبط دانست و تأکید کرد که این روایت، بخشی از تجربه شخصی او در ارتباط با رهبر پیشین کلیسای کاتولیک است.
این مبلغ اهل آرژانتین با اشاره به مَثَل سامری نیکوکار، گفت که کمک به انسان مجروح و گرفتار، رفتاری ارزشمند است، اما در گفتگوی خود با پاپ این پرسش را مطرح کرده بود که آیا مسئولیت اخلاقی میتواند به رسیدگی به قربانیان محدود شود یا باید مقابله با عاملان ظلم را نیز در بر گیرد.
پاز توضیح داد که از نگاه او، هنگامی که خشونت، فقر و تجاوز چنان گسترش مییابد که نهادهای امدادرسان از رسیدگی به همه آسیبدیدگان باز میمانند، مسئله جلوگیری از تکرار ظلم و برخورد با ساختارهای تولیدکننده رنج اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وی این تمایز را یکی از موضوعات قابل طرح در گفتگوی مسلمانان و مسیحیان دانست و گفت: میتوان با حفظ احترام متقابل، درباره نسبت ایمان، فداکاری، کمکرسانی و مسئولیت در برابر ستم بحث کرد و از این مسیر، فهم مشترک را گسترش داد.
پاز در پایان سخنانش تأکید کرد که فضای کنونی، فرصتهایی تازه برای تبلیغ و گفتگو ایجاد کرده است و مبلغان باید با تبادل تجربه، شناسایی دستاوردها و بررسی شیوههای همکاری، از این ظرفیت برای رساندن دقیقتر پیام و پاسخگویی به پرسشهای مخاطبان استفاده کنند.

عبداللهی: بازخوانی نامهها باید به پژوهش و انتشار بینجامد
حجتالاسلام والمسلمین محمداسماعیل عبداللهی، مدیر مجتمع عالی محمدیه، در سخنان خود با استقبال از آغاز سلسلهنشستها گفت که این حرکت میتواند زمینهای برای جبران کمکاری در تبیین، تفسیر، ترجمه و انتشار نامهها باشد و ظرفیت علمی و رسانهای این میراث باید بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد.
وی اظهار کرد که در زمان حیات مبارک امام شهید، آنگونه که لازم بود، کار علمی و رسانهای درباره این متون انجام نشده و اکنون ضروری است که علاوه بر انتشار عمومی، راه ورود آنها به کتابهای درسی، محیطهای علمی و نشستهای نقد، گفتگو و مناظره نیز بررسی شود.
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی با اشاره به حضور پژوهشگران کشورهای مختلف، پیشنهاد کرد که آنان در قالب طرحهای پژوهشی یا کتابچههایی، سه پیام مکتوب را به زبان کشورهای خود شرح و تفسیر کنند و برای انتشار و معرفی آنها در محیطهای علمی و فرهنگی اقدام کنند.
مدیر مجتمع عالی محمدیه اعلام کرد که این مجموعه، هزینههای تألیف، تفسیر، ترجمه و انتشار چنین آثاری را بر عهده خواهد گرفت و ابراز امیدواری کرد که در نشستهای بعدی، بخشی از خروجیهای این فعالیتها ارائه شود تا برنامه از مرحله بحث به تولید اثر برسد.
وی تأکید کرد که ادامه نشستها باید با تعریف موضوعات روشن پژوهشی همراه باشد و پژوهشگران میتوانند محورهای استخراجشده از نامهها را در پایاننامهها، مطالعات تخصصی و آثار تفسیری دنبال کنند تا ابعاد مختلف پیامها با روش علمی بررسی شود.
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی سپس تحلیل خود را با این پرسش آغاز کرد که چرا یک رهبر دینی و سیاسی، در میانه بحرانهای بزرگ بینالمللی، به جای مکاتبه با دولتها و صاحبان قدرت، مستقیماً با جوانان سرزمینهایی سخن میگوید که با سیاستهای حاکمان آنها اختلاف بنیادین دارد.
حکمرانی وجدان جهانی؛ نه فرمان دادن به وجدانها
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی پاسخ به پرسش درباره انتخاب مخاطب را کلید فهم سه نامه دانست و گفت: این متون را نباید صرفاً نوشتههایی متعلق به سه مقطع تاریخی دید، زیرا در آنها مسئلهای عمیقتر درباره نسبت حقیقت، قدرت، وجدان و آینده انسان مطرح میشود.
وی چارچوب تحلیلی خود را «حکمرانی وجدان جهانی» نامید و توضیح داد که مقصود از این تعبیر، حکومت کردن بر وجدان انسانها نیست، زیرا وجدان موضوع فرمانپذیری نیست و نمیتوان داوری اخلاقی را با دستور و اجبار جایگزین کرد.
این استاد حوزه افزود: منظور او، شناخت و فراهم کردن شرایطی است که انسانها بتوانند مستقل بیندیشند، منصفانه داوری کنند و در برابر رنج دیگران مسئولانه رفتار کنند و از این منظر، نامهها را میتوان در پیوند با ظرفیتسازی برای چنین رابطهای مطالعه کرد.
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی با بیان اینکه هر یک از سه خطاب در یک موقعیت تاریخی متفاوت شکل گرفته است، گفت: تفاوت موقعیتها مانع شناسایی یک مسیر مشترک نمیشود و این مسیر از شناخت آغاز میشود، به سنجش اخلاقی میرسد و در نهایت، امکان کنش مسئولانه را پیش مینهد.
وی تأکید کرد که مطالعه این نامهها تنها از زاویه مواضع سیاسی روز، بخشی از ظرفیت آنها را آشکار میکند و برای فهم گستردهتر باید به شیوه خطاب، نوع پرسشها، جایگاه مخاطب و تصویری که از مسئولیت نسل آینده ارائه میشود نیز توجه کرد.
او افزود که مسئله اصلی در این چارچوب، کنترل ذهن مخاطب نیست، بلکه فراهم کردن امکان خروج او از انحصار روایتها و تقویت توان داوری است و همین تمایز، در طراحی ارتباطات فرهنگی و ارزیابی موفقیت گفتگوها اهمیت دارد.
استقلال معرفتی، شرط گفتوگوی تمدنی
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی نخستین محور نامهها را عبور از انحصار مرجعیت شناخت دانست و گفت: دعوت به شناخت اسلام از منابع اصلی، در لایهای عمیقتر این پرسش را مطرح میکند که چه کسی حق دارد تصویر یک دین، فرهنگ یا تمدن را برای دیگران تعریف کند.
وی توضیح داد: اگر شناخت یک ملت تنها از مسیر رسانهها، دولتها و روایتهای مسلط صورت گیرد، امکان مواجهه مستقیم با صاحبان آن فرهنگ کاهش مییابد و از این رو، حق مراجعه به منابع و شنیدن صدای دیگری باید بخشی از رابطه میان جوامع باشد.
مدیر مجتمع عالی محمدیه با اشاره به کاهش فاصله جغرافیایی در عصر ارتباطات، اظهار کرد: این تحول الزاماً به کاهش فاصله معرفتی نینجامیده است و ممکن است فرد در چند ثانیه به هزاران صفحه اطلاعات دسترسی پیدا کند، اما همچنان تصویری ناقص یا نادرست از دیگران داشته باشد.
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی تأکید کرد که مسئله فقط فراوانی اطلاعات نیست، بلکه استقلال در فرایند شناخت، توانایی تشخیص روایت از واقعیت و شجاعت بازنگری در پیشفرضهای ذهنی است و بدون این تواناییها، افزایش حجم محتوا میتواند حتی پیشداوریها را تقویت کند.
وی از این تحلیل، اصل ضرورت به رسمیت شناختن استقلال معرفتی طرف مقابل را استخراج کرد و گفت: هیچ گفتگوی تمدنی پایداری بدون پذیرش حق مخاطب برای پرسش، بررسی و داوری مستقل شکل نمیگیرد.
او دو طرفه بودن این اصل را مورد تأکید قرار داد و افزود: همانگونه که جوان غربی حق دارد اسلام را بیواسطه بشناسد، نهادهای معرفیکننده اسلام نیز باید حق نقد و پرسشگری او را محترم بشمارند و نتیجه مطالعه را از پیش به وی تحمیل نکنند.

از شناخت مستقل تا مسئولیت اخلاقی و کنش دانشجویی
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی، نامه دوم را زمینه گذار از استقلال شناخت به مسئولیت اخلاقی دانست و گفت: آغاز سخن از رنج انسانها و حوادث تروریستی فرانسه، امکان طرح این پرسش را فراهم میکند که آیا تفاوت دینی، فاصله جغرافیایی یا اختلاف سیاسی میتواند ارزش رنج قربانیان را تغییر دهد.
وی افزود که بیداری وجدان در برابر قربانیان نزدیک و خاموشی آن در برابر رنج انسانهای دور، آزمونی برای صداقت اخلاقی جوامع و قدرتهاست و مفهوم وجدان جهانی هنگامی معنا پیدا میکند که کرامت انسان تابع مرزها و تعلقات هویتی نباشد.
این استاد حوزه، نسبت میان امنیت و عدالت را از ظرفیتهای مهم نامه دوم دانست و توضیح داد: امنیت پایدار تنها با ابزارهای سخت ایجاد نمیشود، بلکه به اعتماد اجتماعی، کاهش تبعیض، احترام متقابل و امکان همزیستی فرهنگی نیز وابسته است.
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی درباره نامه سوم امام شهید، مخاطبان آن را دانشجویان معترض دانشگاههای آمریکا در حمایت از مردم فلسطین معرفی کرد و گفت که در این پیام، مفاهیمی مانند وجدان بیدار، همبستگی، ایستادگی و مسئولیت تاریخی برجسته شده و جوان از دریافتکننده پیام به کنشگر عرصه عمومی تبدیل میشود.
وی این نامه را از منظر مطالعات کنشگری دانشجویی نیز قابل بررسی دانست و پرسید: آیا دانشگاه تنها نهادی برای تولید تخصص است یا باید ظرفیت پرسشگری اخلاقی، سنجش انتقادی سیاستها و مشارکت آگاهانه در مسائل جهان را نیز پرورش دهد.
او تأکید کرد که مسئولیتپذیری دانشجو، در کنار حق پرسش و اعتراض، مستلزم حقیقتجویی، احترام به حقوق دیگران و پرهیز از خشونت است و بر همین اساس، مسیر مشترک سه نامه را میتوان در سه مفهوم «استقلال در شناخت، انصاف در داوری و مسئولیت در کنش» خلاصه کرد.
گفتگوی واقعی باید اختلاف نظر واقعی را حفظ کند
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی در بخش پیشنهادهای خود، توسعه گفتگو بر پایه منابع اصلی را نخستین اقدام دانست و گفت: جوانان باید بتوانند متون بنیادین سنتهای دینی و فکری مختلف را با کمک پژوهشگران آشنا با آن سنتها مطالعه کنند و پرسشهای دشوار خود را بدون حذف یا سادهسازی مطرح سازند.
وی ایجاد بسترهای دانشگاهی برای گفتگو درباره معیارهای اخلاقی مشترک را پیشنهاد دوم عنوان کرد و افزود: کرامت انسان، عدالت، آزادی وجدان، مقابله با تبعیض و مسئولیت در برابر قربانیان جنگ و خشونت، میتواند محور همکاری و تبادل نظر میان جوامع مختلف باشد.
مدیر مجتمع عالی محمدیه، پژوهش درباره تأثیر رسانهها و فناوریهای نو، به ویژه هوش مصنوعی، بر تصویر ملتها از یکدیگر را پیشنهاد سوم دانست و گفت: در عصر تولید انبوه محتوای الگوریتمی، شناخت بیواسطه و توانایی راستیآزمایی، هم دشوارتر و هم ضروریتر شده است.
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی شرط موفقیت این ابتکارها را حفظ امکان اختلاف نظر واقعی دانست و تصریح کرد که اگر نتیجه گفتگو از پیش تعیین شده باشد، آنچه رخ میدهد گفتگو نیست، بلکه شکل دیگری از انتقال یک طرفه پیام است و نمیتوان از آن انتظار فهم متقابل داشت.
وی تأکید کرد که مسئولیت نهادهای فرهنگی با انتشار متن پایان نمییابد و ترجمه دقیق، تفسیر روشمند، گفتگوی انتقادی و بررسی تجربی بازتاب پیامها، حلقههای ضروری یک ارتباط فرهنگی مسئولانه در عرصه بینالمللی هستند.
حجتالاسلام والمسلمین عبداللهی در پایان، این سلسلهنشستها را فرصتی برای بازاندیشی در رابطه قدرت سیاسی، مرجعیت فرهنگی و وجدان انسانی دانست و خواستار آن شد که نتایج پژوهشها، ترجمهها و گفتگوهای شکلگرفته پیرامون نامهها، در سیاستگذاری فرهنگی روابط بینالملل مورد استفاده قرار گیرد.











نظر شما